لایه لایه. سفید و مواج . دور لامپ صد . هفت تا .هفت آسمون . منم زیر هفت آسمون . زیر هفت تا زمین .خوب بود . همه چی . تو ،پیش من . اون موقع هنوز مهتابی نسوخته بود. وقتی رفتی اتاق خالی شد .پرش کردم . کارتون خالی تا سقف ،پشت کاناپه . اتاق نصف شد.
پیس . کف کرد . نذاشتم حروم بشه . مزه،سیگار . لایت،کام سنگین . چرا رفتی؟ آها !گفتی . به هم نمی خوردیم . درکم نمی کردی . چرت می گفتی . ولی نه . واقعا درکم نکردی .حق داری ،سخته .تو نمیتونی بفهمی . فروختیم . چقدر؟ مهندسه؟ خونه داره؟ منم داشتم . اتاق ،هشت تا پله ،پرده آبی . چرا وقتی از پله بالا می رفتی می شمردی ۷؟
میزنه تو دماغم . هر چی تو دهنمه میپاشم بیرون . بالا میارم همونجا رو کاناپه کنار دستم . آخرین پیکو میپاشم رو کارتونا . ببخشید ساقی . بسه حال ندارم دیگه بنویسم . دو تا سیگار موند . حیف میشن . صندوق زرده جلوی در . همون که روش نوشتی نامه های منو زود تر برسونه . هیچ وقت رسوند؟ اینم میندازم . به جهنم . من، تو ،نامه، ته سیگار رو کارتونا . قرمز . عین سر سیگار.
